أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
433
تجارب الأمم ( فارسى )
و ابن رايق انداخت . و چون بريدى نوبختى را از كينهورزترين دشمنان خود مىشمرد كوفى را آزاد گذارد و نقشهء او را براى براندازى او با همه هزينههايش پذيرفت . در مدتى كه كوفى نزد ابو عبد الله بريدى مىزيست ، هميشه نيروى پايتخت را سبك جلوه مىداد و از بيچارگى و زبونى دولت و سياست بد ابن مقله كه ماليات واسط و بصره را به دست ابن رايق از ميان برد ، و فرزندان ياقوت را برانداخت ، سياستى كه دربارهء حسن بن عبد الله بن حمدان به كار برد و ريشهء خلافت را يكباره سست كرد [ 1 ] ، داد سخن مىداد . او مىگفت : ابن مقله بود كه غلامان حجرى را بر ضد ابن ياقوت دلير كرد كه هنوز نيز چنان هستند و دور نيست كه او را نابود كنند . ابن سخنان در بريدى اثر نيكو نهاده كوفى را ويژهء خود ساخت . او را به دبيرى نگمارد ، ولى با وى رايزنى مىنمود و در همنشينى گرامى مىداشت . ابو الفرج بن ابو هشام گفته است : ابو عبد الله كوفى در واسط به روزگار سيف الدوله [ 2 ] به من مىگفت : هيچگاه زندگى من شيرينتر از روزگارى كه با بريدى مىزيستم نبود . من نزديك يك سال با وى بودم ، در هيچ كار پيرو او نبودم ، رنج هيچ كار گزارى با من نبود ، او بهترين رفتار را با من مىداشت . بهاى زر و سيم [ 3 ] * و كالاهائى كه براى من فرستاد ، به سى و پنج هزار دينار رسيد . من از اهواز بيرون نيامدم مگر هنگامى كه به دبيرى ابن رايق گمارده شده بودم . من كار ابن مقله را با دستگيرى او ساختم و اين كارى آسان نبود . سپاس خدا را كه او از جهان نرفت تا آنكه دنيا را بر سرش فرو كوبيدند همچنانكه وى دنيا را ويران كرد ، خدا پسرش را كه از پدر بدتر است ، به دنبال او فرستد ، هر بدى ، بىشرمى ، سنگدلى ، خست كه در پدر بود ، پسرش نيز دارد ، ولى پدر [ بر خلاف پسر ] گاهى با همهء بديهايش رحم داشت ، وابستگان و خانوادهء خود ، نه بيگانه ، را مىنواخت . ناصر الدوله اكنون
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : باجتثاثه اصل الخلافة . . . [ ( 2 - ) ] M : سيف الدولهء حمدانى ابو الحسن ( خ 6 : 74 ) با برادرش ناصر الدوله ابو محمد ، پسران ابو الهيجايند . [ ( 3 - ) ] M . متن : عينا و ورقا . . . دينار و درم . . .